جستجو

تاریخ امروز
امروز : يكشنبه
10. مرداد 1389
20. شعبان 1431
1. آگوست 2010
پربیننده ترین مطالب بخش
بهترینها از نظر کاربران
خانه بانک آئینی اهل بیت در کتب اهل سنت
لیست صفحات
ورود



ما را دنبال کنید
آمار
اعضا : 257
مطالب و محتوا : 7900
لینك وب ها : 127
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 1959455
Add Site to FavoritesAdd Page to FavoritesMake HomepageShare This PageEmail This PagePrint This PageSave Page as PDF
Back to Top

اهلبیت در کتب اهل سنت
امام حسین (ع) در کتب اهل سنت مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(1 رای, میانگین 5.00 از 5)
چهارشنبه ، 25 آذر 1388 ، 13:49

 امام حسین (علیه السلام ) سومین امام شیعیان است. او فرزند فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و در نتیجه فرزند رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) است. ایشان جزء اهل بیتی است که آیه ی تطهیر، آیه مودت، آیه ی ذی القربی، آیات سوره هل اتی و آیه ی مباهله در حق او نیز نازل شده است. محبوبیت او نزد خدا و رسول و همه ی انبیا و اولیا بر کسی پوشیده نیست. علاوه او با قیام خود در مقابل ستمگران امت و شهادت در راه احیا دین مبین اسلام محبوب همگان شده است و از عزت وعظمت ویژه ای برخوردار می باشد.

در اینجا ما به اندکی از گفته ها و حدیث های نقل شده ازعلما اهل سنت بسنده می کنیم.


۱/ خوارزمی با سندهای خودش از سلمان فارسی نقل کرده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) فرمودند: (در حالیکه حسین (علیه السلام ) روی زانویش نشسته بود و چشمان و لبهایش را می بوسید)

تو آقایی و فرزند آقایی و پدر آقایانی؛ تو امامی فرزند امامی و پدر امامانی؛ تو حجتی فرزند حجتی و پدر حجتهای نه گانه ای که همگی از نسل تو هستند و نهمین آنها قیام خواهد کرد.

مقتل الحسین ج۱ص۱۴۶

۲/ حموینی با سند های خودش از ابن عباس نقل کرده است که او گفت: هنگامی که حسین بن علی (علیهما السلام ) متولد شد خدای متعال به مالک خازن جهنم وحی فرستاد که به احترام مولودی که برای محمد (صلی الله علیه وآله ) در دنیا متولد شده است آتش را بر اهلش خاموش کن.

فرائد السمطین ج۲ص۱۵۲

۳/ بخاری با سند های خودش نقل کرده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) در میان کوچه ها حسین بن علی (علیهما السلام ) را دید (در آن زمان که سن حضرت پنج یا شش سال بود) به دنبال او رفت تا او را در بغل گرفت و فرمود: حسین (علیه السلام ) از من است و من از حسینم خدای متعال دوست دارد هر که حسین (علیه السلام ) را دوست بدارد.

الادب المفرد ص۱۳۳- مستدرک صحیحین ۳/۱۷۷

۴/ محب الدین طبری از جابر بن عبدالله نقل کرده که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) فرمودند: هر که دوست دارد به مردی از اهل بیت نگاه کند پس باید به حسین بن علی (علیهما السلام ) نگاه کند و نیز فرمود: هر که دوست دارد به آقای جوانان اهل بهشت نگاه کند پس باید به او نگاه کند .

ذخائر العقبی ص۱۳۳

۵/ محب الدین طبری از آنَش نقل کرده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرمودند: مسلماً این فرزندم حسین (علیه السلام ) در عراق کشته می شود پس هر کس زمان او را درک کرد باید او را یاری کند.

ذخائر العقبی ص۱۴۶

۶/ ابن حجر روایت کرده از عیزار بن حرب که گفت: یک وقتی عبدالله بن عمر در سایه کعبه نشسته بود که ناگاه دید حسین بن علی (علیهما السلام ) می آید با دیدن او گفت: این شخص امام حسین (علیه السلام ) محبوبترین اهل زمین است نزد اهل آسمانها.

الاصابة ج۱ص۳۳۳

۷/ گنجی نقل کرده که ابوهریره با گوشه ی لباسش خاکها را از پاهای امام حسین (علیه السلام ) پاک کرد. امام حسین (علیه السلام ) به او گفتند: شما و این کار. ابوهریره گفت: رهایم کنید به خدا قسم اگر مردم می دانستند آنچه را من درباره ی شما می دانم؛ شما را برگردنهای خود حمل می کردند.

کفایة الطالب ص۴۲۵

۸/ ابن عساکر از ابن سیرین نقل کرده که گفت: آسمان بعد از یحیی بن زکریا (علی نبینا و آله وعلیه السلام ) بر کسی جز حسین بی علی (علیهما السلام ) گریه نکرده است.

ترجمه امام حسین (علیه السلام ) از تاریخ دمشق ص۲۴۱

۹/ طبرانی از سند موثق و نیز زهری نقل کرده اند که در روز قتل امام حسین (علیه السلام ) هر سنگی را که در شام از جا برمی داشتند زیر آن خون دیده می شد!!!؟

مجمع الزوائد ج۹ص۱۹۶

۱۰/هیثمی از ابن عباس نقل کرده که گفت: حسین (علیه السلام ) در دامن رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) نشسته بود که جبرائیل نازل شده، گفت:  آیا او را دوست داری ؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله ) فرمود: چگونه او را دوست نداشته باشم و حال آنکه او میوه ی دل من است.

مجمع الزوائدج۹ص۱۹۱

۱۱/خوارزمی نقل کرده از عبدالله که گفت: رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرمودند: بوسیله من شما ترس و پرهیز داده می شوید و به وسیله علی بن ابی طالب (علیه السلام ) هدایت می شوید. چنانچه در قرآن آمده است « انما انت منذر و لکل قوم هاد » - ۷/ رعد – ( یعنی: ای پیامبر تو بیم دهنده ای و برای هر قومی هدایت گری هست) در ادامه فرمودند: و بوسیله حسن بن علی (علیهما السلام ) به شما احسان شده است و بوسیله حسین (علیه السلام ) عده ای سعادتمند و عده ای سیه روز می شوند! آگاه باشید که حسین (علیه السلام ) یکی از دربهای بهشت است هر کس با او دشمنی کند خدای متعال بوی بهشت را بر او حرا م می کند.

مقتل الحسین ج۱ص۱۴۵

 
غدیر در کتب اهل سنت - خطبه غدیر مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه ، 14 آذر 1388 ، 23:09

غدیر در کتب اهل سنت 

...

 هیچ حدیثی به اندازه ی حدیث غدیر راوی نداشته و جو حاکم بر اجتماع مسلمین وحوادث هولناک پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه وآله) واعلام ممنوعیت نقل و تدوین حدیث از طرف هیئت حاکمه، نتواست از انتشار آن در بین آحاد مسلمین جلو گیری کند و در نتیجه حدیث غدیر از قول ۱۱۰صحابی و ۸۴ نفر از تابعین رسول الله(صلی الله علیه وآله) نقل و توسط ۳۶۰محدث و مورخ ثبت شده است و از نظر سند و راویان و شواهد، بسیار عالی و روشن در کتب شیعه و سنی آمده است و یا لااقل قسمتهای مهمی از آن نقل شده است.
 قسمتهای که به هیچ وجه قابل توجیه و تحریف نیست و کاملا مسئله ولایت و امامت بلافصل علی بن ابی طالب (علیه السلام ) از آن استفاده می شود مانند این قسمت از حدیث غدیر که پیامبر خطاب به مردم فرمود: " الست اولی بکم من انفسکم قالو بلی" آن گاه دست علی (علیه السلام ) را گرفت، بلند کرد و فرمود: " فمن کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله"  که ضمن نقل اصل واقعه غدیر خم در اکثر قریب به اتفاق کتب حدیثی و تاریخی اهل سنت آمده است و ابعاد این واقعه همراه با قرائن و شواهد موجود در آن استدلال ما را حتی به وسیله همین قسمت از خطبه بسیار محکم می کند.

شواهدی برمعنای حدیث غدیر

۱/ بیست نفرازعلماء اهل سنت ازکلمه مولی معنی ولایت رافهمیده اند از جمله ابن جوزی در " تذکرة الخواص"، ابن طلحه شافعی در" مطالب السئول"...
۲/ حدود ده نفر از علماء علم عقائد اهل سنت واقعه غدیر خم را در مبحث امامت ذکر کرده اند، از جمله قاضی ابوبکر باقلانی مصری در " التمهید " وجرجانی در " شرح المواقف " و...
۳/ علماء علم لغت آنجا که به لغت " مولی"، "خم"،"غدیر"، و "ولی " برخورد کرده اند به حدیث غدیرخم اشاره کرده اند مانند ابن درید در" جمهره " وابن اثیر در " النهایه " و حموی در "معجم البلدان" و زبیدی حنفی در" تاج العروس" و...
۴/حدود یکصد نفر از علماء اهل سنت داستان تبریک گفتن مردم به علی(علیه السلام ) وسلام کردن بر او باعنوان " امیرالمومنین" وهمچنین تبریک گفتن اصحاب نامدار مشهور پیامبر ص رابه همین نحو، ذکر کرده اند. ازجمله احمد بن محمد طبری در مناقب وابن حجر در صواعق و ابن اثیر در النهایه وفخر رازی در تفسیر کبیر و...
اگر این احادیث روشن در موضوع دیگری غیراز ولایت وامامت علی (علیه السلام ) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) صادر شده بود بازهم برسر معنای آن اینهمه رد وایراد میشد؟!! مسلماٌ جای بحث نبود زیرا که همه احادیث ، محکمات هستند و شبهه ای درنزد انسان بی غرض وجود ندارد.
۵/ آیا معقول است که عقل کل و کل عقل یعنی خاتم رسل ده ها هزار نفر مردم مسلمان مسافر را در بین راه دربیابان گرم متوقف کند آنگاه موضوع یا موضوعاتی  را مطرح کند که ده ها بار سابقا فرموده مثلا بفرماید بیایید باهم دوست باشید، با علی (علیه السلام ) دوست باشید؟!! آیا چنین پیامی این همه مراسم و تشکیلات لازم داشت؟!!
۶/او تنها دست علی (علیه السلام ) را گرفت وفرمود : من کنت مولاه... وخواست تا اورا به عنوان ولی امر مسلمین معرفی کند.
۷/ حضرت مقدمةً فرمودند : الست اولی بکم من انفسکم. آیا من نسبت به شما صاحب اختیار وسرپرست نیستم؟ گفتند: آری. آنگاه فرمود: پس این علی (علیه السلام )  مولای کسانی است که من مولای آنه هستم. بااین مقدمه کاملا معنی روشن است!
آنگاه در حق علی (علیه السلام ) دعاکردومعنای دعای حضرت این است که علی (علیه السلام ) پیوسته بر حق ومحور حق است. هرکس اورا یاری نکند دچار بدترین عذاب یعنی خذلان خواهد بود زیرا که حضرت برای همیشه از آن امت خواست علی (علیه السلام ) را یاری کنند واز او جدا نشوند!
۸/ بعلاوه پیامبر اکرم اول از مردم اعتراف به وحدانیت و ولایت خدا و رسولش گرفت. بعد ولایت علی (علیه السلام ) رامطرح کرد و به یک سیاق و آهنگ ولایت علی (علیه السلام ) رادر ردیف ولایت خدای متعال و ولایت خودش بر امت قرار داد.
۹/ کلام رسول خدا و پیام الهی هرچه بود باعث اکمال دین و تمامیت نعمت وخشنودی حق و پسندیده شدن آ یین اسلام شد. آیا جز ولایت علی (علیه السلام ) وائمۀ پس از او که حافظان دین و سرپرستان مسلمین می باشند چیز دیگری می تواند باشد؟!
۱۰/ قبل ازبیان پیام، حضرت خبر ازنزدیک شدن مرگ خودش می دهد ومی فرماید : می ترسم اگر نگویم رسالت الهی را انجام نداده باشم. آیا خبری مهمتر از امامت وخلافت و رهبریت جامعۀ اسلامی باقی مانده بود که حضرت بفرمایند و آنرا سفارش کنند؟!
۱۱/ اگر موضوع ولایت و خلافت علی (علیه السلام ) نبود پس چرا تا سه روز مسلمین آنجا اقامت کردند وبا رسول خدا تجدید عهد وبا علی (علیه السلام ) بیعت وتبریک ولایت گفتند ؟!
۱۲/ خداوند فرمود: « پیام مرا برسان من تو را از شر مردم حفظ می کنم » چه حکمی بود که ممکن بود شری از سوی مردم متوجه حضرت بشود ؟! حتما خبر سیاسی و موضوع رهبریت بوده است.
۱۳/ مگر حدیث غدیر چه معنایی دارد که پیوسته دوستان اهلبیت (علیهم السلام ) از نقل آن مورد انتقاد و معاندان از بیان واقعیت های آن در هراسند وسعی در تحریف آن دارند؟!
۱۴/ بعداز ابلاغ پیام غدیر پیامبر اکرم فرمودند: باید حاضرین این پیام را به غائبین وزندگان به آیندگان برسانند. چه موضوع مهمی میتواند جز ولایت باشد که لازم است به همگان برسانند.
۱۵/ بعداز ابلاغ پیام، پیامبر اکرم بسیار مسرور و خوشحال بود ومی فرمود: به من تبریک بگویید به من تبریک بگویید. آیا غیر از مسئله ولایت موضوع دیگری می توانست این قدر حضرت را خوشحال کند؟! چراکه تنها با این امر دینش را بیمه می کرد.
۱۶/ پس از پیام غدیر حضرت چندین بار از مردم اقرار و اعتراف گرفت که آیا پیامم را رساندم؟ چنین حرکاتی سابقه نداشت، این مسئله در موضوع مهم خلافت است که اتفاق افتاده است!
۱۷/ چندین بار علی (علیه السلام ) برای حق حکومت خود به حدیث غدیر احتجاج کرده است، معلوم است که حدیث غدیرهمین معنی را می رسانده است.

تائیدات قرآنی و روائی

۱/ احادیث دیگری که پیامبر اکرم  در فرصتهای مختلف دربارۀ علی (علیه السلام ) وخلافت اوفرموده اند همه همین معنای حدیث غدیر رامی رسانند، مانند حدیث منزلت، حدیث یوم الدار ، حدیث قرطاس، حدیث سفینه، حدیث ثقلین و... که ذیلا به بعضی از آنها اشاره می کنیم، یعنی تنها حدیث و خطبۀ غدیر نیست که این معنا رامی رساند بلکه این معنی متواتر در روایات دیگر نبوی نیز آمده است .
۲/حق سرپرستی و ولایت اولاٌ و بالذات از آن خدای متعال است و هر کس غیر او بخواهد ادعای ولایت بر مردم داشته باشد باید دلیل صریح و روشن و مستقیمی از سوی خدای متعال داشتنه باشد. با رای مردم یا زور و غلبه و قدرت و امثال اینها کسی صاحب ولایت نمی شود و دلیل صریح فقط حدیث غدیر است آن هم در مورد علی بن ابیطالب(علیه السلام ) و یازده امام از نسل او.
۳/به طور مثال خدای متعال در مورد پیامبر اکرم فرمود:« النبی اولی بالمومنین من انفسهم » یعنی پیامبر از خود مومنین نسبت به آنها سزاوار تر است و سرپرستی و اختیار دارد و در مورد جانشین رسول خد ا هم حکم غدیر را نازل فرمود.
۴/ولایت و امامت استمرار رسالت انبیا است و همان دلیل هایی که ثابت می کند انسانها به شدت محتاج وجود فرستادگان خدا هستند اثبات می کند ضرورت وجود رهبران الهی را تا اسلام و مسلمین را از تحریف و انحراف و نابودی حفظ نماید و دین حق را برای امت تبیین نماید بالاخص خاتم الانبیا که دارای دین و کتاب و نبوت جاوید و همیشگی هستند و به این مطلب نیاز بیشتری دارند!
۵/چطور ممکن است انبیا یی که ادیان آنها موقت بوده همگی وصی منتخب داشته باشند اما دین خاتم که جاودانه و فراگیر است بدون مفسر حافظ پاسدار بیانگر و رهبر رها شود واز سوی خدا و رسولش فرد و یا افراد مناسبی برای این امر انتخاب نشوند؟
۶/هر جای قرآن سخن از تعیین امام و پیشوی و سرپرستی برای امتهاست خدای متعال این کار را به خودش نسبت می دهد یعنی هیچ کس غیر از خدا حق چنین انتخابی را ندارد امت هم که بی امام نمی شود. حدیث غدیرپیام الهی خدای متعال برای تعیین خلیفه رسول الله (صلی الله علیه وآله) است.

نمونه آیات

۱/«و جعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا لما صبرو ا و کانو ا بایاتنا یوقنون» بعضی از آنان را پیشوا قرار دادیم تا به ما امر مردم را هدایت کنند چرا که آنها بردبار و به آیات ما یقین داشتند.
۲/«انی جاعل فی الارض خلیفه مسلما» من خود در روی زمین خلیفه قرار می دهم.
۳«انی جاعلک للناس اماما» به حضرت ابراهیم فرمود مسلما خودم ترا پیشوای مردم قرار دادم.
۴/«و لقد آتینا موسی الکتاب و جعلنا معه اخاه هارون وزیرا » و البته به حضرت موسی کتاب دادیم و برادرش هارون را همراه و وزیر او قرار دادیم .
۵/«یا داوود انا جعلنا ک خلیفه فی الارض» ای داود ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم.

سابقه پیام ولایت

۱/پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در منزل خویش در جمع اقوام دست در گردن علی (علیه السلام ) فرمود :« ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی من بعدی فاسمعو له و اطیعوا » این شخص علی برادر من و وصی و جانشین بعد از من است به فرامین او گوش دهید و از او اطاعت کنید.تاریخ طبری ۱/۵۴۳-شواهدالتنزیل۱/۴۲۰-جمعالجوامع سیوطی۶/۳۹۲-السیره الحلیه۱/۲۸۶-جامع البیان ۱۹/۱۲۱-مسند احمد حنبل ۱/۱۵۹-کنزلالعمال ۶/۹۱
۲/ گاهی در بین همسران خود این مطلب را فرمود (مناقب آل ابی طالب ج ۲ ص ۴۶ ) وگاه در بین مهاجرین (مناقب خوارزمی ص۱۱۲) وگاه در بین معنداین با علی (الا صابة ج ۶ ص ۶۲۳) وگاه بین شاکیان از علی (البدایة والنهایة ج ۵ ص ۸۲) و گاه بین زنان صاحب کمالی از مهاجر وانصار (فضائل الصحابه ج ۲ ص ۷۹۴) ودرموارد زیادی بالای منبر (فضائل... ج ۲ ص ۷۷۱ ) وگاهی بین اصحاب (مناقب خوارزمی ص۸۸) و در روز جاری ساختن عقد اخوت بین مسلمین (فضائل الصحابه ) و در روز بستن دربها به سوی مسجد وبازگزاردن درب خانه علی (مسند احمد حنبل ج ۱ ص ۱۷۵) ودر روزی که رهسپار جنگ تبوک بود ( صحیح مسلم ج ۷ ص ۱۷۵) و در روز طائف (مجمع الزوائد ج ۹ ص ۱۶۳) ودر غزوه هایی که پیروز میدان علی بود اورا تعیین وتعریف می کرد. در روز منی وعرفات ودر روز عرفه در حجة الوداع (سنن ترمذی ج ۵ ص ۵۹۴) ودر روز غدیر بطور جامع وکاملی ابلاغ فرمود. (سنن ترمذی ج ۵ ص ۵۹۱)

« لیهلک من هلک عن بینةٍ  و یحیی من حی عن بینةٍ » (انفال ۴۲)  تاآنها که هلاک می شوند با اتمام حجت باشد آنها که هدایت و زنده می شوند نیز از روی اتمام حجت باشد.

۳/ حتی در هنگام بیماریش پیامبراکرم در بین اصحاب فرمود: « أیها الناس! یوشک اَن اقبض قبضاً سریعاً فینطلقون بی، و قد قدمت إلیکم القول معذرة إلیکم الا و إنی مخلف فیکم کتاب ربی عزوجل وعترتی » ای مردم من به زودی قبض روح مشوم واز این جهان می روم پیشاپیش سخنی را که عذر شما را بعد از من قطع کند به شما گفتم، آگاه باشید! من کتاب خدا وعترتم (اهل بیت) را درمیان شما می گذارم.
سپس دست علی را گرفت و بلند کرد و فرمود :« هذا علی مع القآن والقرآن مع علی لا یفترقان...» این علی باقرآن است وقرآن باعلی است وهرگز ازههم جدا نمی شوند! المعجم الاوسط ۶/۱۴۷، مجمع الزوائد ۹/۱۶۸ ، صواعق المحرقه ۳۵۲
۴/ در حدیث دیگر نسبت به امامت همه ائمه شیعه می فرماید : « إنهم بمنزلة الکتاب لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه » ایشان به منزله کتاب خدا قرآن هستند که از هیچ راهی باطل به آنها نفوذ نخواهد کرد. (دیوان جریره ص ۲۳)
ونیز فرمود : « أنهم کسفینة نوح من رکبها نجی ومن تخلف عنها غرق » ایشان مانند کشتی نوح اند که هرکس به آن پناه جست نجات یافت وهرکه ازآن تخلف کرد غرق شد. (الاغانی- ابوالفرج اصفهانی- ۱۹/۱۰۵)
ونیز فرمود : « وإن من خالفهم کان من حزب إبلیس » هرکه با آنان مخالفت کند از حزب ابلیس خواهد بود. (مستدرک صحیحین ۳/۱۶۲ ، ذخائر العقبی ص ۴۹)


 
غدیر در کتب اهل سنت - واقعه غدیر مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه ، 14 آذر 1388 ، 07:22

غدیر در کتب اهل سنت

خلاصه ای از وقایع قبل از خطبه ی غدیریه


  در سال دهم هجرت از طرف خداوند به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) دستور داده شد تا دو مسئله مهم از دین اسلام را بطور مفصل و رسمی به مردم ابلاغ کند؛ مسئله حج و مسئله ولایت و خلافت دوازده امام .
  اعلام عمومی برای سفر حج داده شد و بیش از یکصد وبیست هزار نفر از هر سو عازم مکه شدند. حضرت زهرا (سلام اله علیها) و همسران پیامبر نیز به همراه آن حضرت از مدینه حرکت کردند. حضرت علی (علیه السلام ) هم که از طرف پیامبر به یمن و نجران رفته بود، به همراه دوازده هزار نفر احرام بسته، وارد مکه شدند.
  اعمال حج یکی پس از دیگری انجام شد تا اینکه در عرفات دستور الهی نازل شد و پیامبر(صلی الله علیه وآله) علوم و امانتهای انبیاء گذشته را به علی (علیه السلام ) تحویل داده وبه آن حضرت منتقل نمودند.
در سرزمین منی پیامبر دو مرتبه سخنرانی کردند و زمینه را برای اعلام ولایت علی (علیه السلام ) آماده فرمودند.
  پس از اتمام مراسم حج بلال منادی پیامبر از طرف آن حضرت اعلام کرد فردا جز معلولان کسی باقی نماند و همه باید حرکت کنند تا در وقت معین در غدیر خم حاضر شوند. سرزمین غدیر خم کمی قبل از جحفه در تقاطع مسیرهای اهل مدینه، مصر، عراق و نجد بود وبه امر خاص الهی انتخاب شد. این محل به خاطر وجود آب و چشمه ای به نام "عین الغدیر" و چند درخت کهن سال محل استراحت کاروانیان بود وبعد از ماجرای غدیر مسجد غدیر به عنوان یادگاری در آنجا ساخته شد. لکن بر اثر سیلاب و حوادث دیگر چند بار خراب ودوباره ساخته شد. اکنون در جاده قدیم مکه به مدینه ۱۷ کیلومتر بعد از دوراهی جحفه انتهای خیابان اصلی شهر رابغ مسجد غدیر واقع شده، نماز در آن مسجد مورد عنایت و سفارش بزرگان دین میباشد.

 

قبل از خطبه

 با رسیدن به منطقۀ غدیر منادی ندا کرد همۀ مردم متوقف شوند و آنانکه پیش رفته اند بازگردند و بازماندگان برسند. با این دستور همۀ مرکبها از حرکت ایستادند ودر غدیر خم پیاده شدند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به سلمان و ابوذر و مقداد وعمار دستور داد تا جایگاهی برای برنامه سه روزه فراهم آورند.آنها باچیدن سنگها و رواندازهای شتران بر روی یکدیگر منبر بلندی ساختند بطوری که پیامبر به فراز آن منبر ایستاد و علی بن ابی طالب را فراخواند تا بالای منبر بیاید ودر سمت راست آن حضرت بایستد.
 سپس نگاهی به سمت راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا مردم کاملاً جمع شوند. پس از آماده شدن مردم پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) سخنرانی تاریخی و آخرین خطابه رسمی خود را برای جهانیان آغاز کردند وپس ازحمد وثتاء الهی و بیان مقدماتی به موضوع اصلی یعنی معرفی علی بن ابی طالب (علیه السلام ) به عنوان جانشین بلافصل خودش پرداخت. او درحالیکه دست علی را گرفته وبلند کرده بود فرمود :

الست اولی بکم من انفسکم ؟ قالو بلی فقال من کنت مولا فهذا علی مولاه اربع مرات ثم قال اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله، الا فلیبلغ الشاهد الغائب.
آیا من نسبت به شما از خود شما سزاوارتر وصاحب اختیارتر نیستم ؟ همگی گفتند چرا یا رسول الله آنگاه فرمودندهرکه من مولاوصاحب اختیار اویم این علی مولا وصاحب اختیار اوست (چهار مرتبه این سخن راتکرارکرد ) سپس فرمود خدایا دوست بدار هر که او را دوست بدارد و دشمن بدار و هرکه را با او دشمنی کند و یاری کن هرکه اورا یاری کند و واگذار هرکه او را تنها گذارد. ای مردم آگاه باشید باید این پیام را حاضرین به غائبین برساند

وآنگاه که شرائط آماده شد، خطبه مفصل و کامل و جامعی را در این خصوص ایراد فرمود...

 

بعد از خطبه

 با پایان یافتن خطابۀ غدیر مردم به سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و علی بن ابی طالب (علیهم السلام ) هجوم آوردند تا باایشان بیعت و تجدید عهد نمایند.
  بادستور پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) دو خیمه برپا شد؛ در یکی خود آن حضرت ودر دیگری علی ابن ابی طالب (علیه السلام ) نشسته و سه روز آنجا اقامت نمودند و مردم دسته دسته آمدند و با پیامبر(صلی الله علیه وآله) تجدید پیمان و با علی (علیه السلام ) به عنوان "امیرالمؤمنین" بیعت کردند وتبریک گفتند.
 زنها با دست گذاشتن در ظرف آبی که حضرت علی (علیه السلام ) دست مبارکش را در آن زده بود مراسم بیعت را انجام دادند.
  در این مراسم پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) عمامه خود را که سحاب نام داشت به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین قرار دادند.
  جبرائیل نازل شد و گفت : به خدا قسم روزی مانند امروز ندیدم . چقدر کار پسر عمویش را محکم نمود! برای او پیمانی بست که جز کافر به خدا و رسولش کسی آن را برهم نمیزند. وای بر کسی که پیمان او ار بکشند.

بحارالانوار /ج ۳۷ ص ۱۲۰ و۱۶۱

 در لحظات پایانی غدیر شخصی به نام حارث بن نعمان فهری نزد پیامبر(صلی الله علیه وآله) آمده و گفت: خداوندا اگر آنچه محمد (صلی الله علیه وآله) می گوید حقّ واز جانب توست؛ سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذابی دردناک بر ما بفرست. ناگهان سنگی از آسمان فرود آمد وبر سرش خورد واز پشتش خارج شد وآن مرد را هلاک کرد ! آیه شریفه « سئل سائل بعذاب واقع للکافرین لیس له دافع من الله ذی المعارج »  دراین مورد نازل شده است .
  این مطلب در کتب روائی وتفسیری اهل سنت آمده است مثل ابوعبید هروی در تفسیر "غریب القران" و ابوبکر نقاش موصلی بغدادی در تفسیر " شفاء اصذور"و....

...

 


تمامي حقوق متعلق به گروه فرهنگي، مذهبي سه نقطه مي باشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است