جستجو

تاریخ امروز
امروز : پنجشنبه
18. شهریور 1389
30. رمضان 1431
9. سپتامبر 2010
پربیننده ترین مطالب بخش
بهترینها از نظر کاربران
خانه جزء بیست و پنجم سوره مبارکه جاثیه آیات ۱ تا ۱۰
قرآن کریم
ورود



ما را دنبال کنید
آمار
اعضا : 280
مطالب و محتوا : 8133
لینك وب ها : 127
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 2087845
Add Site to FavoritesAdd Page to FavoritesMake HomepageShare This PageEmail This PagePrint This PageSave Page as PDF
Back to Top

سوره مبارکه جاثیه آیات ۱ تا ۱۰ مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(2 votes, میانگین 4.50 از 5)
پنجشنبه ، 7 آبان 1388 ، 10:50
http://3noqte.com/main/gallery/albums/goonagoon/qoran/Qoran-quran%20%2817).jpg
 
 
 
 
 
سوره جاثيه‏

اين سوره بنام «سوره شريعت» نيز موسوم است، زيرا در آن، آمده است: «ثُمَّ جَعَلْناكَ عَلى‏ شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ» «1».

و اين سوره در مكّه نازل شده است، قتاده گفته است بجز يك آيه از اين سوره كه در مدينه نازل شده است، و اين آيه عبارتست از: «قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا ...» «2».

تعداد آيات:

در نظر كوفيان تعداد آيات اين سوره سى و هفت، و از نظر ديگران سى و شش آيه ميباشد.

اختلاف آيات:

مورد اختلاف آيه حم است كه از نظر كوفيان يك آيه بحساب آمده است.

فضيلت سوره:

ابى بن كعب از حضرت رسول (ص) نقل ميكند كه فرمودند: «هر كس سوره حم جاثيه را بخواند خداوند در روز حساب قيامت عورت او را خواهد پوشانيد و ترس او را فرو مى‏نشاند».

و نيز ابو بصير از حضرت صادق (ع) روايت ميكند كه فرمودند: «هر كس سوره جاثيه را بخواند پاداشش آنست كه اصلا آتش جهنّم را نبيند، و ناله و غرّش جهنّم را نخواهد شنيد، و با محمّد (ص) است».

ارتباط سوره بما قبل:

پس از آنكه خداوند سوره دخان را با ياد قرآن بپايان برد اين سوره را نيز با ياد قرآن شروع كرده فرمود:

سوره جاثيه- آيات ۱- ۵

 [سوره الجاثية (۴۵): آيات ۱ تا ۵]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

حم (۱) تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (۲) إِنَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ (۳) وَ فِي خَلْقِكُمْ وَ ما يَبُثُّ مِنْ دابَّةٍ آياتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (۴)

وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ آياتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (۵)

ترجمه آيات:

بنام خداى رحمان و رحيم ۱- حم.

۲- اين قرآن از جانب پروردگار پيروز و دانا فرود آمده است.

۳- در آسمانها و زمين براى مؤمنين نشانه‏هايى وجود دارد.

۴- و در آفرينش شما و آنچه كه از جنبندگان گسترش ميابد نشانهايى براى باور كنندگان وجود دارد.

۵- و نيز در رفت و آمد شب و روز و بارانى كه خداوند از آسمان ميفرستد و بوسيله آن زمين را پس از آنكه مرده است زنده ميسازد، و در گردش بادها نشانه‏هايى است براى مردم دانا.

 (پنج آيه)

قرائت آيات:

حمزه و كسايى و يعقوب كلمه «آيات» را در هر دو مورد بنصب خوانده‏اند و بقيّه اين كلمه را در هر دو مورد برفع قرائت نموده‏اند.

دليل قرائت:

ابو على گويد: «و فى خلقكم و ما يبث من دابة آيات» در كلمه آيات بدو وجه رفع جايز است.

۱- آنكه «و فى خلقكم» عطف شده است بر محلّ انّ و آنچه در آن عمل نموده است، زيرا كه انّ بنا بر ابتدائيت مرفوع است، بنا بر اين ممكن است مرفوع باشد بنا بر آنكه عطف بر محلّ انّ شده باشد.

۲- و نيز ممكن است «و فى خلقكم» جمله مستأنفه باشد، و رويهم رفته اين جمله عطف بر جمله ديگرى شده باشد، بنا بر اين آيات به وسيله ظرف مرفوع است، و اينست دليل كسى كه آيات را در هر دو مورد مرفوع ميخواند ابو الحسن گويد: (من دابة آيات برفع قرائت عامّه است، و اين قرائت بهتر است، و ما نيز برفع ميخوانيم، زيرا آيات دوّم كلام ديگرى است، مثل انّ فى الدّار زيد او فى البيت عمر و زيرا تو تمام كلام را بر كلام قبلى، عطف كرده‏اى، و نيز گفته است كه آيات بنصب نيز قرائت شده است و اين قرائت نيز موافق قواعد عربيّت است).

امّا «و اختلاف الليل و النهار ... آيات» اگر كلام را بظاهرش رها كنى عطف شده است بدو عامل، يكى از آن دو عامل حرف جرّى است كه در «و فى خلقكم، و ما يبث من دابة» وجود دارد، و عامل ديگر «انّ» است اگر آيات را منصوب بخوانيم، و اگر آيات را مرفوع بخوانيم عاملى كه بر آن عطف شده است يا ابتدائيت است يا ظرف.

و دليل كسى كه آيات را بنصب خوانده آنست كه آيات را عطف بر محلّ انّ ننموده است، همانگونه كه در رفع آيات در هر دو موضوع آن را بر محلّ انّ عطف ميكنند، يا آنكه آن را از ما قبل بريده استيناف ميگيرند، بلكه بنا بر نصب آيات آن را بر لفظ انّ عطف كرده‏اند نه بر محلّش، و لذا كلمه آيات در هر دو موضع منصوب است بنا بر آنكه انّ در آيه «ان فى السماوات و الارض لآيات للمؤمنين» منصوب ميباشد.

اگر اشكال شود لازمه اين قرائت است كه در «و اختلاف اليل و النهار آيات» معمولى را بر دو عامل عطف كنيد، و سيبويه و بيشتر نحويّين اين عمل را جايز نميدانند.


گفته خواهد شد: جايز است در «و اختلاف الليل» فى تقدير گرفته شود هر چند كه در لفظ محذوف است، و علّت اين تقدير آنست كه قبلا در «ان فى السماوات» و در «فى خلقكم» لفظ فى ذكر شده است، چون در جملات قبلى حرف جرّ مذكور است، اينجا هم مذكور فرض شده است، هر چند كه محذوف ميباشد، همانگونه كه سيبويه در شعر شاعر مقدّر گرفته است:

          «ا كلّ امرء تحسبين امرءا             و نار تأجّج باللّيل نارا؟»

 يعنى: آيا هر كسى را كسى ميدانى، و هر آتشى را كه شب بر افروخت آتش؟».

كه در جمله «و نار تأجج» كلمه كلّ در حكم مذكور است، و چون قبلا ذكر شده است اينجا از ذكر مجدّد آن بى‏نياز شده‏ايم.

و از جمله مطالبى كه قرائت فوق را تأكيد ميكند آنست كه از «ابىّ» نقل شده است كه او كلمه آيات را در هر سه موضع «لآيات» با حرف لام خوانده است، زيرا دخول لامها دلالت دارد بر اينكه جمله عطف بر انّ است و هر گاه جمله عطف بر انّ باشد نصب «آيات» نيكو است، و در هر يك از اين موارد مثل آن است كه لفظ انّ در آن ذكر شده است، زيرا حرف «لام» بر اين معنى دلالت ميكند، چون اين لام تنها بر خبر انّ يا بر اسمش وارد ميشود، و از مواردى كه ميتوان آن را طبق آنچه كه گفتيم تأويل نمود گفتار فرزدق است كه در اين شعر آمده است:

          «و باشر راعيها الصّلا بلبانه             و كفّيه حرّ النّار ما يتحرّف»

 كه در اين شعر اگر جمله «و كفيّه ...» حمل بر ظاهر شود عطف شده است بر دو عامل كه روى فعل عمل كرده‏اند، و باء اگر فرض شود كه در لفظ آمده است «و بكفيّه» چون قبلا در «بلبانه» ذكر شده است، در حكم حرف جرّى است كه در لفظ ثابت است، و هر گاه چنين باشد عطف بر عامل واحد خواهد بود كه آن فعل است نه حرف جرّ، و نيز اين شعر هم همين طور است.

          «اوصيت من برّه قلبا حرّا             بالكلب خيرا و الحماة شرّا»

 كه اينجا هم اگر حرف جرّ را در حكم مذكور بگيريم بدلالت حرف جرّ متقدم عطف بر دو عامل نخواهد شد، همانگونه كه «وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ» عطف بر دو عامل نبود.

و گاهى ممكن است آيه «و اختلاف الليل و النهار» از عطف بر دو عامل بيرون رود امّا از راه ديگر، بدين طريق كه و اختلاف الليل و النهار عطف باشد بر «فى» كه قبلا گذشته است، و آيات را تكرار آيات گذشته بگيرى و علّت تكرار آن فاصله شدن و طولانى بودن جمله باشد، همانگونه بعضى از اساتيد ما در آيه ديگر «أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ يُحادِدِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ» «3» گفته‏اند كه انّ دوّم همان انّ اوّل است كه تكرار شده است.

و مثل «ما جاء» در آيه «فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ» كه اين ما جاء تكرار شده «ما جاء» در آيه «وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» «4» است كه به علّت تأخير و فاصله تكرار شده است. و اين سبك در كلام عرب بسيار رواج است.

معنى آيات:

 (حم) آنچه كه در اين باره گفته شده است بيان كرديم، و بهترين قول اين بود كه اين جمله اسم است براى اين سوره، علىّ بن عيسى گويد:

علّت اينكه اين سوره را «حم» نام گذارى كرده‏اند آنست كه خداوند ميخواهد بفرمايد: اين قرآن كه سراسر اعجاز است، همه‏اش از حروف معجم «ح- م- و ...» تركيب يافته است.


زيرا سوره را بدان جهت باين اسم ناميده‏اند كه بر سوره و اوصافش دلالت كند، و از جمله اوصاف سوره معجزه بودن آن است، و اين سوره تفصيل داده شده، و هر سوره‏اى از سوره ديگر مشخّص گرديده است، و اين سوره هدايت و نور است، مثل آنكه گفته شده است «حم» اسم اين سوره است كه بر آن دلالت خواهد نمود.

 (تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ) خداوند در چند سوره قرآن نازل كردن قرآن را بخود نسبت داده است، تا در اوّل اين سوره‏ها عظمت شأن، و جلالت قدر خود را با اضافه نمودن تنزيل قرآن بخويشتن بيان نمايد، و اين عمل تكرار يك چيز نيست، همانگونه كه مى‏بينيم شخص دعا كننده ميگويد:

«اللّهم اغفر لى، اللّهم ارحمنى، اللّهم عافنى، اللّهم وسّع على فى رزقى» و پشت سر هم جملاتى ميآورد كه از آن فهميده ميشود در هر جمله‏اى ميخواهد ضمن دعا پروردگار را بعظمت ياد كند، و جمله «مِنَ اللَّهِ» ميرساند كه ابتداء اين نعمتها از طرف خداوند است.

 (الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ) يعنى خداى نيرومندى كه مغلوب نشده عالم است و كارهايش طبق حكمت است.

 (إِنَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ) در آسمانها و زمين نشانه هايى است براى آن دسته از مردمى كه بخدا و پيامبرانش ايمان آورده‏اند، زيرا اينان از نشانه‏ها و آيات الهى كه دلالت دارد بر اينكه زمين و آسمان مدبّر و سازنده‏اى قادر و عالم دارد، بهره‏مند ميشوند.

 (وَ فِي خَلْقِكُمْ وَ ما يَبُثُّ مِنْ دابَّةٍ آياتٌ) يعنى در آفرينش شما با آن همه صنايع بديع و شگفتيها كه در خلقت شما بكار رفته است، و حالاتى كه از ابتداى آفرينشتان از شكم مادرانتان تا پايان اجلتان بر شما پى در پى عارض ميشود و در آفرينش حيواناتى كه با انواع گوناگون و منافع و مقاصد مطلوب از آنان، در روى زمين پراكنده شده است، همه و همه نشانه‏هاى است روشن و آشكار بر وجود صانعى قادر و توانا و حكيم.

 (لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ) يعنى اينها همه آيات و نشانه‏هايى است براى آنكه در جستجوى علم اليقين هستند، و ميخواهند بوسيله تدبّر و تفكّر بوجود خدا علمى توأم با يقين پيدا كنند.

 (وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ) يعنى: در رفت و آمد روز و شب كه هميشه يك نواخت ميروند و باز ميآيند نشانه‏هايى است براى افراد با ايمان.

و بعضى گفته‏اند يعنى: در اختلاف حال روز و شب از كوتاهى و بلندى نشانه‏هايى است.

و بعضى گفته‏اند يعنى: اختلاف شب و روز از نظر آنكه يكى روشن و ديگرى تاريك است.

 (وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ) و منظور از اين رزق آسمانى باران است كه بوسيله آن گياهان ميرويد كه روزى بندگان است و علّت اينكه خداوند باران را رزق ناميده است آنست كه باران سبب روزى است «5».

 (فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها) يعنى: بوسيله اين باران زمين را پس از آنكه خشك و مرده بود زنده كرد.

 (وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ) حسن گويد: يعنى: در گرداندن بادها كه گاهى از جنوب ميوزد، گاهى از شمال، گاهى صبا و گاهى دبور است.

و قتاده گويد: يعنى: گاهى بادها باد رحمت‏اند گاهى باد عذاب (آياتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ) دانايان اين دليلها را درك ميكنند، و در آن تدبّر نموده، ميدانند كه اين اشياء داراى مدبّرى حكيم هستند كه قادر و عالم و زنده و بى‏نياز و قديم بوده، چيزى شباهت باو ندارد.

سوره جاثيه- آيات ۶- ۱۰

 [سوره الجاثية (۴۵): آيات ۶ تا ۱۰]

تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ آياتِهِ يُؤْمِنُونَ (۶) وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ (۷) يَسْمَعُ آياتِ اللَّهِ تُتْلى‏ عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ (۸) وَ إِذا عَلِمَ مِنْ آياتِنا شَيْئاً اتَّخَذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ (۹) مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ ما كَسَبُوا شَيْئاً وَ لا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ (۱۰)


ترجمه آيات:

۶- اينست آيات الهى كه آنها را براى تو بحقّ ميخوانيم پس از سخن خدا و آيات او بچه گفتارى ايمان خواهيد آورد.

۷- واى بر هر دروغپرداز گناهكارى.

۸- آن كس كه آيات الهى را كه بر او خوانده ميشود ميشنود، و آن گاه بر انكار آن اصرار ميورزد گويا كه اصلا اين آيات الهى را نشنيده است، چنين فردى را بعذابى دردناك بشارت ده.

۹- كسى كه هر گاه چيزى از آيات ما را فهميد آن را به سخره گيرد، براى اينگونه افراد عذابى دردناك و خوار كننده در پيش است.

۱۰- جهنّمى پشت سر دارند، و ثروتى كه بدست آورده‏اند بدرد آنان نميخورد، و نيز آنها كه بغير از خدا سرپرست گرفته‏اند بدردشان نميخورد و عذابى سخت در انتظار آنان است.

 (پنج آيه است)

قرائت آيات:

اهل كوفه بغير از حفص و اعشى و ابن عامر و يعقوب «تؤمنون» با تاء خوانده‏اند، و بقيّه «يؤمنون» يا ياء خوانده‏اند.

دليل قرائت:

ابو على گويد: دليل كسى كه «يؤمنون» با ياء خوانده است آنست كه قبل از آن فعل غايب وجود داشته است كه عبارت باشد از: «لقوم يؤمنون» و هر كس «تؤمنون» با تاء بخواند تقديرش آنست كه «قل لهم فبأى حديث بعد ذلك تؤمنون».

معنى آيات:

پس از آنكه خداوند از دليلها ياد كرد بدنبال آن وعده‏هاى عذاب را براى آنها كه از آيات الهى رويگردان ميشوند و در آن فكر نميكنند بيان نموده فرمود:

 (تِلْكَ آياتُ اللَّهِ) يعنى: آنچه از ادلّه كه خداوند براى بندگان مكلّفش آورده است بيان نموديم.

 (نَتْلُوها عَلَيْكَ) يعنى: اى محمّد! اين آيات را براى تو ميخوانيم تا تو نيز آن را براى ايشان بخوانى.

 (بِالْحَقِّ) يعنى اين آيات را بحقّ برايت ميخوانيم نه به باطل.

تلاوت عبارتست از آوردن دوّم پشت سر اوّل بهنگام قرائت و آن حقّى كه با آن آيات را ميخوانند عبارتست از مدلول آن آيات با انواع و اقسام آن.

 (فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ آياتِهِ يُؤْمِنُونَ؟ يعنى: اين كافران اگر آنچه را كه بر تو خوانده‏ايم تصديق نكنند، پس از گفتار الهى كه قرآن و آيات آن ميباشد چه سخنى را تصديق خواهند نمود؟ و از چه كلامى بهره خواهند برد؟

و اين آيه اشاره باين دارد كه دشمن چاره‏اى ندارد، و فرق بين حديثى كه قرآن است و بين آيات آنست كه حديث عبارتست از داستانهايى كه حقّ را از باطل جدا ميسازد، و آيات عبارتند از دليلهايى كه بين صحيح و فاسد فاصله ميدهند.

 (وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ) افّاك بر وزن فعّال است از افك كه عبارتست از كذب و دروغ، افّاك بكسى گويند كه بسيار دروغ ميگويد يا آنكه دروغ بزرگى ميگويد، هر چند كه اين دروغ ضمن يك خبر باشد مانند دروغ «مسيلمه كذّاب» كه در ادّعاى نبوّت دروغ گفت.


و اثيم صاحب اثم را گويند كه فرد گناهكار باشد كه با گناهش استحقاق عقاب پيدا كند.

و ويل كلمه وعيد است كه بكفّار گفته ميشود، و بعضى گفته‏اند، ويل عبارتست از وادى جوشانى از صديد «چرك و خون» جهنّميان.

آن گاه خداوند أَفَّاكٍ أَثِيمٍ را چنين توصيف ميفرمايد:

 (يَسْمَعُ آياتِ اللَّهِ تُتْلى‏ عَلَيْهِ) يعنى: قرآن را كه در آن دليلها وجود دارد برايش ميخوانند و آن را ميشنود.

 (ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً) يعنى: بر سر باطل و كفر خود ايستادگى ميكند، و حاضر نيست در برابر حقّ سر تعظيم فرود آورد.

(كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها) آن چنان كه گويى اصلا حق را نشنيده است و حق را نپذيرفته، براى آن اهمّيتى نمى‏بيند.

 (فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ) يعنى آنان را بعذابى دردناك بشارت ده.

 (وَ إِذا عَلِمَ مِنْ آياتِنا شَيْئاً اتَّخَذَها هُزُواً) يعنى: هر گاه اين افّاك اثيم از دليلها و حجّتهاى ما چيزى را فرا گرفت آن را مسخره ميكند تا بمردم عامى چنان بنمايد كه اينها حقيقتى ندارند، همانگونه كه ابو جهل بهنگام شنيدن آيه «إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِيمِ» انجام داده يا همانگونه كه نضر بن حارث احاديث ايرانيان را در برابر قرآن مياورد.

 (أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ) يعنى اينان گرفتار عذابى خوار كننده، و دردناك دارند.

 (مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ) يعنى پشت سر عزّت دنيا و مال و عزّتشان جهنّمى در پيش دارند، باين معنى كه جهنّمى در پيش و جلوى روى خود دارند مانند اين آيه: «كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ» «6» و وراء اسمى كه هم بر پشت سر و هم بر پيش رو هر دو اطلاق ميشود، بنا بر اين هر چيز كه از تو پنهان است بآن چيز «وراء» گويند، چه آنكه پشت سر و گذشته باشد، و چه آنكه آينده و پيش رو باشد.

 (وَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ ما كَسَبُوا شَيْئاً) يعنى آنچه را كه از مال و اولاد بدست آورده‏اند آنان را از عذاب الهى باز نميدارد.

 (وَ لا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ) و نيز آنهايى كه بغير از خدا سر پرست خود گرفته‏اند تا در پيشگاه خدا از آنان شفاعت كنند بدادشان نخواهند رسيد.

 (وَ لَهُمْ) يعنى با اين وصف (عَذابٌ عَظِيمٌ) عذابى بزرگ در پيش دارند.

__________________________________________________

 (1) جاثيه ۴۵ آيه ۱۸/

 (2) جاثيه ۴۵ آيه ۱۴/

 (3) سوره توبه ۹ آيه ۶۳

 (4) سوره بقره ۲ آيه ۸۹/

 (5) و اين را تسميه سبب باسم مسبّب نامند.

 (6) سوره كهف ۱۸ آيه ۷۹/ و مانند «مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ» در سوره- ابراهيم ۱۴ آيه ۱۶/

 

 
 

تمامي حقوق متعلق به گروه فرهنگي، مذهبي سه نقطه مي باشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است

قائم هاست