|
امشب سر مهربان نخلى خم شد
در كيسه نان به جاى خرما غم شد
در كنج خرابه ها زنى شيون كرد
همبازى كودكان كوفه كم شد
گر خدایی نیست جز رب جلی
لا امیرالمومنین الا علی
دل را ز شرار عشق سوزاند علي
يک عمر غريب شهر خود ماند علي
وقتي که شکافت فرق او در محراب
گفتند مگر نماز مي خواند علي
دیگر نمی آید صدای دل نشینت
سجاده ات رنگین شد از خون جبینت
امشب یتیمان بابا ندارند
امشب فقیران چشم انتظارند
امشب دل کلثوم و زینب در خروش است
امشب چراغ مسجد کوفه خموش است
امشب این دل یاد مولا می کند
لیلة القـدر اسـت و احیــــا می کند
بشنــو ید ای گــوش دلـها این صدا
نغمه ی فــزت و رب الکـــعبه را
ای ماه سر به مهر، سر از سجده برمدار
پشت سرت کسیست که شق القمر کند
داني زچه رو ديده ما ميگريد
در ماتم شاه اوليا مي گريد
تنها ز غمش اهل زمين گريان نيست
عيسي بفلک از اين عزا ميگريد
شد کشته بمحراب عبادت حيدر
هر ديده بحال مرتضي مي گريد
بـا گفتن "قد قتل" ز جبريل امين
در خلد برين خير نساء ميگريد
محراب کوفه امشب در موج خون نشسته
يا عرش کبريا را سقف و ستون شکسته
سجاده گشته رنگين از خون سرور دين
يا خاتم النبيين، يا خاتم النبيين
از تيغ کينه امشب فرقي دو نيم گرديد
رفت آن يتيم پرور، عالم يتيم گرديد
به شهر کوفه در محراب طاعت
علي شد کشته در حال عبادت
ز پـور ملجم مردود کافر
بخون شد غوطه ور ساقي کوثر
---
اَللهُمّ الْعَن قتَلهَ اَميرالمؤمنين
|