جستجو

تاریخ امروز
امروز : يكشنبه
10. مرداد 1389
20. شعبان 1431
1. آگوست 2010
پربیننده ترین مطالب بخش
بهترینها از نظر کاربران
خانه تاریخچه پیدایش وهابیت
وهابیت شناسی
ورود



ما را دنبال کنید
آمار
اعضا : 257
مطالب و محتوا : 7900
لینك وب ها : 127
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 1959363
Add Site to FavoritesAdd Page to FavoritesMake HomepageShare This PageEmail This PagePrint This PageSave Page as PDF
Back to Top

تاریخچه پیدایش وهابیت


ابن تيميه و تقسيم بندي اديان مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(2 votes, میانگین 4.50 از 5)
دوشنبه ، 18 خرداد 1388 ، 11:32
  sheyatn parasti (181)
 
 
 
ابن تيميه مي‏گويد: كساني كه به دين اسلام پايبند نيستند، دو دسته‏اند؛ يا كافرند يا منافق و مردم پس از هجرت پيامبر (ص) تاكنون سه طبقه هستند: »مؤمن، منافق وكافر. سپس او خون غيرمومن (منافق و كافر) را حلال شمرده و حتي در اين راه دسته ديگري از مسلمانان مانند شيعيان دوازده امامي را كه از شيوه و روش فهم او از اسلام پيروي نمي‏كنند، نيز در زمره منافقان و كافران قرار مي‏دهد.  ابن تيميه از نظر شرعي، قتل و سلب و اغتصاب و مصادره اموال و آزار زنان و كودكان و... را حلال اعلام مي‏كند. اما در مورد مسلمانان مانند شيعه بر سب ابن تيميه، كفر آنها بزرگ‏تر و گناه آنها عظيم‏تر از كفار اصلي  است و بنابراين مجازات آنها هم شديدتر از مجازات كفار اصلي است.

 به هر حال اين برداشت فكري، نه براي فكر و نه براي فرهنگ و تمدن احترامي قايل نيست
 
 
ابن تيميه و تخريب اماكن مذهبي مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه ، 18 خرداد 1388 ، 11:31
  sheytan parast (104)
 
 
ابن تيميه، ۱۳۰۸ ميلادى  و ابن قيم جوزى ، ۱۳۵۰ و محمد بن عبدالوهاب، ۱۷۹۱  ميلادى ، هرگونه تصوير و مجسمه را به طور مطلق، حرام اعلام كرده بودند و بر  اين اساس بود كه وهابى ها در سال ۱۸۱۶ ضريح و گنبد حرم امام حسين (ع) را  تخريب و بيش از پنج هزار نفر را قتل‏عام كردند و در سال ۱۹۲۶ نيز وهابى ها، مقبره‏هاى  بقيع را در مدينه از بين بردند.
 
زندگی نامه ابن تيميه و افكار پليدش مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه ، 18 خرداد 1388 ، 11:29
  sheytan parast (141)
 
 
 
ابن تيميه در سال ۱۲۶۳ ميلادى در حران از شهرهاى تركيه كنونى  به دنيا آمد و در سال ۱۳۲۸ ميلادى  وفات يافت.

 روزنامه عرب زبان »احداث المغربيه« در مورد باورهاى  اين مكتب چنين  مى نويسد:

 »افكار ابن تيميه (مرگ ۷۲۸هجرى ) روشن و صريح است، او با انديشه و عقل به كلى  مخالف است و خواستار الغاى  عملكرد عقل از تمام شئون زندگى روزانه است و با فكر كردن و انديشيدن دشمن است، مگر اينكه آن فكر و  انديشه در راستاى  تأييد نقل باشند. در واقع او همه نمادها و مظاهر زندگى  اين عصر را نفى  مى كند. به نظر او مهم‏ترين مصلحت در اين است كه با كفار دشمن باشيم. براى  او مهم نيست كه در اين راه غير مسلمان اذيت و آزار شوند و مسلمان نيز ضرر اقتصادى  ببينند. او با اين كار، افكار تندروانه و نژادپرستانه و كراهيت را مورد تأييد قرار مى دهد و مى گويد:

 اينكه برخى  از پيامبر نقل كرده‏اند كه هركس كافرى  را آزار دهد، من را آزار داده، اين يك دروغ بزرگ است.

 شاگرد او ابن القيم الجوزى  روايت كرده است: وزير اتار در اينكه يهوديان مى توانند بر دين خود باقى  بمانند، به اين آيه استناد كرد:

 »قل يا أيها الكافرون لا أعبد ما تعبدون و لا أنتم عابدون ما أعبد و...« و اين آيه از محكمات است و منسوخ نيست، ولى  او با آنها در مورد تفسير اين آيه به جدل برخواست و گفت: آنها كافر هستند و جايگاه ابدى   آنها جهنم است.

  ابن تيميه مى گويد: كسانى  كه به دين اسلام پايبند نيستند، دودسته‏اند؛

يا كافرند يا منافق و مردم پس از هجرت پيامبر (ص) تاكنون سه طبقه هستند: »مؤمن، منافق وكافرlaquo. سپس او خون غيرمومن (منافق و كافر) را حلال شمرده و حتى  در اين راه دسته ديگرى  از مسلمانان مانند شيعيان دوازده امامى  را كه از شيوه و روش فهم او از اسلام پيروى  نمى كنند، نيز در زمره منافقان و كافران قرار مى دهد.

 ابن تيميه از نظر شرعى ، قتل و سلب و اغتصاب و مصادره اموال و آزار زنان و كودكان و... را حلال اعلام مى كند. اما در مورد مسلمانان مانند شيعه بر حسب ابن تيميه، كفر آنها بزرگ‏تر و گناه آنها عظيم‏تر از كفار اصلى است و بنابراين مجازات آنها هم شديدتر از مجازات كفار اصلى  است.

 به هر حال اين برداشت فكرى ، نه براى  فكر و نه براى  فرهنگ و تمدن احترامى  قايل نيست.
 
برادر محمد بن وهاب از دستور قتل وى مى ترسيد مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه ، 18 خرداد 1388 ، 11:22
 
 
 
 
أحمد زيني دحلان مى افزايد: «ولمّا طال النزاع بينه وبين أخيه خاف أخوه أن يأمر بقتله فارتحل إلى المدينة المنورّة وألّف رسالة في الردّ عليه وأرسلها له فلم ينته.

ألّف كثير من علماء الحنابلة وغيرهم رسائل في الردّ عليه وأرسلوها له فلم ينته»

((الدرر النسية في الردّ على الوهّابيّة، ص ۴۰/ )).

چون اختلاف ميان سليمان با برادرش محمد به درازا كشيد، سليمان از بيم اين كه برادرش دستور كشتن او را بدهد، به مدينه منوره كوچ كرد، و رساله اى در ردّ او نوشت، و برايش فرستاد.

و همچنين بسيارى از علماى حنبلى و غير حنبلى هر يك رساله هايى در ردّ سخنان او نوشتند و براى وى فرستادند، امّا هيچيك فائده اى به حال او نبخشيد.
 
برخورد تند برادر محمد بن عبد الوهاب با وى مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه ، 18 خرداد 1388 ، 11:20
  sheyatn parasti (152)
 
 
 
زينى دحلان مفتى مكه مكرّمه مى نويسد:  «وكذا أخوه سليمان بن عبد الوهاب، فكان ينكر ما أحدثه من البدع والضلال والعقائد الزائغة، وتقدّم أنّه ألّف كتاباً في الرد عليه»

((الدرر السنية في الردّ على الوهابية  ص ۴۲/ )).

سليمان، برادر محمد بن عبد الوهاب  نيز بدعتها وگمراهى ها و عقائد منحرف او را انكار مى كرد و كتابى در رد افكار او نوشت.

و در جاى ديگر مى نويسد: «كان محمد بن عبد الوهاب الذي ابتدع هذه البدعة يخطب للجمعة في مسجد الدرعيّة ويقول في كل خطبة: ومن توسّل بالنبي فقد كفر، وكان أخوه الشيخ سليمان بن عبد الوهاب من أهل العلم فكان ينكر عليه إنكاراً شديداً في كلّ ما يفعله، أو يأمر به، ولم يتّبعه في شئ ممّا ابتدعه.

وقال له أخوه سليمان: يوماً كم أركان الإسلام يا محمد بن عبد الوهاب؟! فقال: خمسة. فقال: أنت جعلتها ستّة، السادس من لم يتّبعك فليس بمسلم، هذا عندك ركن سادس للإسلام»

(( الدرر السنية في الرد على الوهابية ص ۳۹/ )).

محمد بن عبد الوهاب در مسجد دِرعيّه خطبه مى خواند، و در هر خطبه اى مى گفت: توسل به پيامبر ((صلى الله عليه وآله وسلم)) كفر است، برادرش شيخ سليمان، سخنان او را سخت انكار مى كرد، و در  هيچيك از بدعتهايش از وى اطاعت نمى كرد.

روزى سليمان از برادرش محمد، تعداد اركان اسلام را پرسيد؟ محمد، جواب داد پنج تاست.

سليمان گفت:  ولى تو آن را شش ركن قرار داده اى و ششمين اركان اين است كه هر كس از تو پيروى نكند، كافر است.
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 5

تمامي حقوق متعلق به گروه فرهنگي، مذهبي سه نقطه مي باشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است