|
|
يكشنبه ، 17 خرداد 1388 ، 12:49 |
|
خاندان سعود به ترتيب يك دوره ۷۵ ساله، قدرت را در اختيار داشتند، كه تا سال ۱۲۳۳ طول كشيد، اين افراد عبارت اند از:
۱ ـ محمّد بن سعود، حاكم وامام وهّابيّت بين سالهاى ۱۱۵۷ ـ ۱۱۷۹/
۲ ـ عبد العزيز بن محمّد، متولّد ۱۱۳۳، و متوفّاى ۱۲۱۸، رهبر وهّابيّت بعد از پدرش.
۳ ـ سعود بن عبد العزيز، متوفّاى ۱۲۲۹/
۴ ـ عبد اللّه بن سعود، كه در ۱۲۳۳، در استامبول كشته شد.
با قلع و قمع دولت نجد به دست إبراهيم پاشاى عثمانى و قتل عبد اللّه بن سعود در اسلامبول، خاندان سعودى از قدرت ساقط شد، و براى مدتى قريب ۸۰ سال در عزلت گذراندند.
|
|
يكشنبه ، 17 خرداد 1388 ، 12:43 |
أحمد بن تيميّه در سال ۶۶۱ ق
(( الدرر الكامنة، ج ۱، ص ۱۴۴/ ))
پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان از توابع شام به دنيا آمد، و تحصيلات اوليّه را در آن سر زمين به پايان برد. پس از حمله مغول به اطراف شام و همراه خانواده اش به دمشق رفت و در آنجا اقامت گزيد.
در سال ۶۹۸ هـ ق، به تدريج آثار انحراف در وى ظاهر شد، خصوصاً به هنگام تفسير آيه شريفه (الرَّحْمَـنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى )
(( طه: ۵/ ))،
در شهر حماة
(( يكصدو پنجاه كيلومترى شهر دمشق. ))
براى خداوند تبارك وتعالى جايگاهى در فراز آسمانها كه بر تخت سلطنت تكيه زده است، تعيين كرد
(( او در كتاب العقيدة الحمويّة: ۴۲۹ مى گويد: إنّ اللّه تعالى فوق كلّ شيء وعلى كلّ شيء وأنّه فوق العرش وأنّه فوق السماءnbsp... )).
اين تفسير مخالف آيات قرآن چون:
(لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ )
(( شورى/ ۱۱/ ))
و (وَ لَمْ يَكُن لَّهُو كُفُوًا أَحَدُ )
(( إخلاص: ۴/ ))
مى باشد كه خداوند را از هر گونه تشبيه به صفات مخلوقات باز داشته است.
انتشار افكار باطل «ابن تيميّه» در دمشق و اطراف آن غوغايى به پا كرد، گروهى از فقهاء عليه او قيام كرده و از جلال الدين حنفى قاضى وقت محاكمه وى را خواستار شدند، ولى وى از حضور در دادگاه امتناع ورزيد.
«ابن تيميّه» همواره با آراء خلاف خود افكار عمومى را متشنّج، و معتقدات عمومى را جريحه دار مى كرد، تا اينكه هشتم رجب سال ۷۰۵ هـ ق، قضات شهر همراه با وى در قصر نائب السلطنه حاضر شدند، و كتاب «الواسطيّة» وى قرائت شد، پس از دو جلسه مناظره با «كمال الدين زملكانى» و اثبات انحراف فكرى و عقيدتى «ابن تيميّه» او را به مصر تبعيد كردند.
در آنجا نيز بخاطر نشر انديشه هاى انحرافي توسّط «ابن محلوف مالكى» قاضى وقت به زندان محكوم گشت، و سپس در ۲۳ ربيع الأوّل سال ۷۰۷ هـ ق، از زندان آزاد شد، ولى بخاطر پافشارى بر نشر عقايد باطلش، قاضى «بدر الدين» وى را محاكمه كرد و احساس نمود كه وى در قضيّه توسل به پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) ادب را نسبت به حضرت رعايت نمى كند، بنابر اين او را روانه زندان كرد
(( البداية والنهاية: ۱۴/۴۷/ )).
عاقبت در سال ۷۰۸ هـ ق، از زندان آزاد شد، ولى فعّاليّت مجدّد وى باعث شد كه آخر ماه صفر سال ۷۰۹ هـ ق، به اسكندريّه مصر تبعيد شود، و پس از هشت ماه به قاهره بازگردد.
ابن كثير مى نويسد: ۲۲ رجب سال ۷۲۰ هـ ق، ابن تيميه به دار السعاده احضار شد، و قضات و مفتيان مذاهب اسلامى (حنفى، مالكى، شافعى و حنبلى) او را به خاطر فتاواى خلاف مذاهب اسلامى مذمّت و به زندان محكوم كردند، تا اينكه در دوّم محرّم سال ۷۲۱ هـ ق، از زندان آزاد گرديد
(( وفي يوم الخميس ثاني عشرين رجب عقد مجلس بدار السعادة للشيخ تقي الدين بن تيميّة بحضرة نائب السلطنة وحضر فيه القضاة والمفتيون من المذاهب وحضر الشيخ وعاتبوه على العود إلى الإفتاء بمسألة الطلاق ثمّ حبس في القلعة فبقي فيها خمسة أشهر وثمانية يوماً، ثمّ ورد مرسوم من السلطان بإخراجه يوم الإثنين يوم عاشوراء من سنة إحدى وعشرين. البداية والنهاية، ج ۱۴، ص ۱۱۱، وقائع سنة سبعمائة وستة وعشرين. )).
ابن حجر عسقلانى مى نويسد: ابن تيميه را جهت محاكمه نزد قاضى مالكى بردند ولى در برابر پرسشهاى قاضى، پاسخ نداد و گفت: اين قاضى با من عداوت دارد و هرچه قاضى اصرا ورزيد، ولى ابن تيميه از هرگونه پاسخ استنكاف كرد، آنگاه قاضى دستور داد وى را در قلعه اى حبس كردند.
وقتى به قاضى خبر رسيد كه برخى از افراد نزد ابن تيميه، رفت و آمد مى كنند، گفت: اگر به خاطر كفرى كه از وى ثابت شده، كشته نشود، بايد نسبت به وى سخت گيرى شود، آنگاه دستور داد وى را به زندان انفرادى انتقال دادند.
پس از آن كه قاضى به شهر خويش برگشت در دمشق اعلان عمومى كردند: «من اعتقد عقيدة ابن تيميّة حلّ دمه وماله، خصوصاً الحنابلةraquo. هر كس عقايد «ابن تيميّه» را داشته باشد ـ بويژه حنبلى ها ـ خون و مالش حلال است:
و اين اعلاميه توسط يكى از علماى بزرگ اهل سنت، شهاب محمود در مسجد جامع دمشق قرائت شد، كه به دنبال آن حنبلى ها و افراد ديگرى كه در معرض اتهام بودند، جمع شدند و اعلام كردند كه با به مذهب و عقيده امام شافعى هستيم
(( فادّعي على ابن تيميّة عند المالكي فقال: هذا عدوّي ولم يجب عن الدعوى، فكرّر عليه فأصرّ، فحكم المالكي بحبسه فأقيم من المجلس وحبس في برج.
ثمّ بلغ المالكي أنّ الناس يتردّدون إليه، فقال: يجب التضييق عليه إن لم يقتل وإلاّ فقد ثبت كفره فنقلوه ليلة عيد الفطر إلى الجبّ وعاد القاضي الشافعي إلى ولايته ونودي بدمشق من اعتقد عقيدة ابن تيميّة حلّ دمه وماله، خصوصاً الحنابلة، فنودي بذلك وقرىء المرسوم وقرأها ابن الشهاب محمود في الجامع ثمّ جمعوا الحنابلة من الصالحيّة وغيرها وأشهدوا على أنّهم على معتقد الإمام الشافعي. الدرر الكامنة، ج ۱، ص ۱۴۷/ )).
|
|
يكشنبه ، 17 خرداد 1388 ، 12:40 |
تبليغ وهّابيّت مبتنى بر انحرافات شديد در امور اعتقادى، و اثبات شرك و كفر فرق اسلامى توسط ابن تيميّه در سال ۶۹۸ هـ ق، در منطقه شام آغاز گرديد، كه با مخالفت صريح دانشمندان بزرگ اهل سنّت و شيعه روبرو شد.
او در سال ۷۲۸ در زندان قلعه دمشق جان سپرد، كه بامرگش افكار وى نيز به فراموشى سپرده شد.
ترويج مجدّد افكار باطل ابن تيميّه توسّط محمّد بن عبد الوهّاب در سرزمين نجد و هماهنگى با محمّد بن سعود حاكم «دِرعيّة»، در سال ۱۱۵۷ آغاز گرديد، كه با نبردهاى خونين بر سواحل خليج فارس و تمامى منطقه حجاز سلطه يافتند.
|
3717
(1 رای, میانگین 5.00 از 5)
|
يكشنبه ، 17 خرداد 1388 ، 12:38 |
«اسلام» از آغاز پيدايش و ظهور، جهاد و مبارزهئ مستمر عليه قدرتهاي ظلم گستر جهان را از اهداف اوليه و بنيادين خود قرار داده و رهايي انسانهاي در بند جور و ستم جباران تاريخ و گسستن زنجيرهاي اسارت و بردگي و استقرار صلح و آزادي را از پي آمدهاي طبيعي گسترش اين جهاد مقدس دانسته است.
ماهيت ظلم ستيزي و حمايتهاي همه جانبه اين آئين حياتبخش از محرومان و مظلومان جهان منافع نامشروع قدرتهاي استعماري را در طول تاريخ به خطر افكنده و با دميدن روح جهاد و مبارزه در ستمديدگان وضعيت نگاهداشته شدگان زمين، عرصه ها را يكي پس از ديگري بر پيشوايان جور تنگ كرده و حيات ننگين و پليدشان را با خطر مواجه نموده است.
قدرتهاي استكباري كه تعاليم زندگي ساز و حركت آفرين اسلام را با منافع خويش در تضاد مي بينند و اتحاد روزافزون و تكوين قدرت سياسي مسلمانان جهان را سد و مانعي بزرگ در راه تحقق سياستهاي ضد انساني خود تلقي مي كنند، با تمام توان همه راه ها و روشهاي شيطاني را براي مقابله بااسلام و اتحاد و وحدت مسلمانان به كار مي گيرند.
يكي از حربه ها و روشهاي مقابله با اسلام و رخنه در صفوف مسلمانان تحريف حقايق دين و واژگونه كردن اهداف و مقاصد نهايي تعاليم مقدس اسلام مي باشد.
اين حربه و ترفند در قالب ساختن و پروردن فرقه هاي جديد براي قشرهايي از مسلمانان در مناطق و محدوده هاي مناسب و سپس ترويج و گسترش آن در جهان اسلام چهره مي نمايد! «وهابيت» يكي از اين فرقه هاي ساختگي است كه با مهارت تمام توسط استعمار انگليس بنيان نهاده شد.
اهدافي كه استعمارگران انگليسي از ساختن مسلك وهابيت دنبال مي كردند عبارت بود از: بدعت گذاري در دين با تحريف حقايق و احكام اسلامي، خنثي كردن تعاليمي چون جهاد و مبارزه، بي رنگ كردن وجهه سياسي و اجتماعي اسلام و خلاصه كردن دين و دين باوري در نماز و ذكر و عبادت، و ناموجه جلوه دادن تجمع در اماكن مقدسه و زيارتگاهها بعنوان يكي از نمودها و پايگاههاي وحدت و قدرت سياسي مسلمانان و تخريب آنها بعنوان مظاهر شرك و گمراهي! اين تنها استعمار گران انگليسي نبودند كه با ساختن مذهب وهابيت و روي كار آوردن حكومت آل سعود به مقاصد شيطاني خويش براي مقابله با اسلام و مسلمانان نائل آمدند، بلكه در مراحل بعدي وهابيان آل سعود به پابوسي آمريكائيان شتافتند و در خدمت اهداف ضد انساني آنان در آمدند.
|
|
يكشنبه ، 17 خرداد 1388 ، 12:35 |
|
محمد بن عبدالوهاب در سال ۱۱۱۱ ه.ق متولد شد و در سال ۱۲۰۶ ه.ق از دنیا رفت. دوران کودکی را در شهر خود ((عیینه)) در حجاز و به ویژه نجد سپری کرد. بعد از مدتی وارد حوزه علمیه حنبلی شد و نزد علمای ((عیینه)) به فراگیری علوم پرداخت. برای تکمیل دروس خود، وارد مدینه منوره شد. بعد از آن شروع به مسافرت به کشورهای اسلامی نمود؛ چهار سال در بصره و پنج سال در بغداد اقامت نمود. و به ایران نیز مسافرد کرد؛ در کردستان یک سال و در همدان دوسال ماند. آن گاه سفری به اصفهان و قم نمود و بعد از فراگیری فلسفه و تصوف، به کشور خود، حجاز بازگشت. بعد از هشت ماه که در خانه خود اعتکاف نموده بود، بیرون آمد و دعوت خود را آغاز نمود.
با پدرش به شهر ((حریمله )) هشجرت کرد ، و تا وفات پدر در آنجا ماند؛ در حالی که پدرش از او راضی نبود.
از آنجا که محمد بن عبدالوهاب، عقاید خرافی خود را که بر خلاف عامه مسلمانان بود و در حقیقت همان عقاید ابن تیمیه بود منتشر می ساخت، بعد از فوت پدرش خواستند او را بکشند که به شهر خود ((عیینه)) فرار کرد
قرار شد امیر شهر؛ عثمان بن معمر، او را یاری کند تا بتواند افکار و عقایدش را در جزیره العرب منتشر سازد. و برای تأکید این میثاق، امیر عیینه خواهرش جوهره را به نکاح محمد بن عبدالوهاب درآورد. لکن این میثاق و ازدواج دوام نیاورد. به همین دلیل از ترس این که امیر او را ترور کند به ((درعیه)) شهر مسیلمه کذاب، فرار کرد.
از همان موقع که در که در ((عیینه)) بود به کمک امیر شهر در صدد اجرای عقاید و افکار خود بر آمد و قبر زید بن خطاب را خراب نمود و این امر منجر به فتنه و آشوب شد . در ((درعیه)) نیز با محمد بن سعود ـ جد آل سعود ـ که امیر آن شهر بود، ملاقات کرد. قرار شد محمد بن سعود هم او را یاری کند و در عوض، او نیز حکومتش را تأیید نماید.
محمد بن سعود نیز به جهت تأیید این میثاق، یکی از دختران خود را به نکاح او در آورد. اولین کار او این بود که حکم به کفر و شرک و ترورد امیر ((عیینه)) داد و سپس آل سعود را برای حمله به (( عیینه)) تشویق کرد. در اثر آن حمله تعداد زیادی کشته، خانه هایشان غارت و ویران شد و به نوامیس شان هم تجاوز نمودند. این گونه بود که وهابیان حرکت خود را به اسم نصرت و یاری توحید و محاربه با بدعت و شرک و مظاهر آن شروع کردند.
محمد بن عبدالوهاب همه مسلمانان را، بدون استثنا، تکفیر می نمود؛ به اتهام این که آنان متوسل به پیامبر اسلام می شوند و بر قبور اولیای خود گنبد و بارگاه می سازندو به قصد زیارت قبور سفر می کنند و از اولیا طلب شفاعت می کنندو ... .
پس از پیروزی بر (( عیینه )) به سرزمین های دیگر لشکر کشی کرده و به بهانه گشترش توحید و نفی ((بدعت))، ((شرک)) و مظاهر آن، از میان مسلمین به سرزمین نجد و اطراف آن، مثل یمن و حجاز و نواحی سوریه و عراق، حمله ور شدند، و هر شهری که عقاید آنان را قبول نمی کرد غارت کرده، افرادش را به خاک و خون می کشیدند.
پس از ورود به قریه ((فصول)) از حوالی أحسا و عرضه کردن عقاید خود، مردم با آنان بیعت نکردند، در نتیجه سیصد نفر از مردان قریه را کشته، اموال و ثروت آنان را به غارت بردند.
وهابیان با این افکار خشن باعث ایجاد اختلاف و تشتت و در گیری میان مسلمین شدند و استعمار را خشنود نمودند. تا جایی که ((لورد کورزون)) در توصیف شریعت وهابیت می گوید: (( این دین عالی ترین و پر بهاترین دینی است که برای مردم به ارمغان آورده شده است)) .
با این که محمد بن عبدالوهاب از دنیا رفته است ولی مستشرقین و استعمارگران دائما در صدد دفاع از افکار او هستند، تا جایی که مستشرق یهودی ((جولد تسهیر)) او را پیامبر حجاز خوانده و مردم را به متابعت از افکار او تحریک می نماید.
|
|
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 بعدی > انتها >>
|
|
صفحه 4 از 5 |