جستجو

تاریخ امروز
امروز : يكشنبه
10. مرداد 1389
20. شعبان 1431
1. آگوست 2010
پربیننده ترین مطالب بخش
بهترینها از نظر کاربران
خانه وهابیت شناسی
وهابیت شناسی
ورود



ما را دنبال کنید
آمار
اعضا : 257
مطالب و محتوا : 7900
لینك وب ها : 127
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 1959330
Add Site to FavoritesAdd Page to FavoritesMake HomepageShare This PageEmail This PagePrint This PageSave Page as PDF
Back to Top

وهابیت شناسی


مستنداتی از اهل سنت بر جواز زیارت، بوسیدن و توسل به قبور مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(2 votes, میانگین 5.00 از 5)
پنجشنبه ، 29 بهمن 1388 ، 17:39

soni_ha

 

 

-بلال ، موذن پيامبر، رسول خدا را در خواب ديد كه به او مى فرمايد: اى بلال ، اين چه جفايى است ؟آيا وقت آن نشده كه به زيارت من آيى؟ بلال بيدار شد و ندوهگين و ترسان گشت . بر مركب خود سوارشده به زيارت قبر پيامبر در مدينه آمد و شروع كرد به گريستن و صورت بر قبر پيامبر ماليدن. چون حسن و حسين عليهم‌السلام آمدند، آن دو را درآغوش كشيد و بوسيد.

تاريخ طبرى، ج ۱ ص ۱۶۱ و ۱۶۹ - معجم البلدان، ج ۳ ص ۲۰۸ - تاريخ ابن كثير،ج ۱ ص ۱۷۴ و ۱۹۷

مستدرك حاكم، ج ۴ ص ۵۱۵ - وفاء الوفاء، ج ۲ ص ۴۱۰

-مروان روزى مردى را ديد كه صورت و پيشانى بر قبر پيامبر نهاده است . گردن او را گرفت و گفت : مى دانى چه مى كنى ؟وقتى سربلند كرد، ديد ابوايوب انصارى است . ابوايوب گفت : آرى ! من سراغ سنگ نيامده ام ، سراغ رسول الله آمده ام . از آن حضرت شنيدم كه مى فرمود: بر دين گريه نكنيد وقتى كه شايستگان عهده دار آن شوند، بلكه زمانى بر دين گريه كنيد كه نااهلان عهده دار و والى آن گردند!

مستدرك حاكم، ج ۴ ص ۵۱۵ - وفاء الوفاء، ج ۲ ص ۴۱۰

الفقه على المذاهب الاربعه، ج ۱ ص ۴۲۱

المنهاج، محيى الدين نورى شافعى ، ج ۱ ص ۳۵۷ چاپ شده در حاشيه شرح مغنى.

تاريخ طبری، ج ۱ ص ۸۰ – العرائس ثعلبى ، ص ۲۹/

حاشيه ابى الاخلاص حنفى ، ج ۱ ص ۱۶۸ در حاشيه دررالحكام.

تاريخ طبرى، ج ۱ ص ۱۶۱ و ۱۶۹ - معجم البلدان، ج ۳ ص ۲۰۸ - تاريخ ابن كثير، ج ۱ ص ۱۷۴ و ۱۹۷/

- ابن منكدر (از تابعين ، متوفاى ۱۳۰) همراه اصحابش مى نشست و گاهى كه تشنگى سراغش مى‌آمد، درهمان لحظه برخاسته صورت برقبر پيامبر مى‌نهاد و درمقابل اعتراض همراهانش ، مى‌گفت : از قبر پيامبر شفا مى‌گيرم . وى گاهى به صحن مسجد مى‌آمد و در جاى خاصى بر زمين مى‌خوابيد، علت را كه مى‌پرسيدند، مى‌گفت : خودم ديدم كه پيامبر در همين جا خوابيده بود.

وفاء الوفاء، ج ۲ ص ۴۴۴

المغنى، ج ۱ ص ۴۹۵، درباره چاه‌هاى مدينه - الوفاء الوفاء، ج ۲ ص ۱۱۹ تا ۱۴۹

الفقه على المذاهب الاربعه، ج ۱ ص ۴۲۱

تاريخ طبرى، ج ۱ ص ۱۶۱ و ۱۶۹ - معجم البلدان، ج ۳ ص ۲۰۸ - تاريخ ابن كثير، ج ۱ ص ۱۷۴ و ۱۹۷/

عبدالله بن احمد حنبل مى گويد از پدرم درباره حكم كسى كه به منبر رسول خدا دست مى كشد و تبرك مى جويد و آن را مى بوسد و با قبرنيز همين كار را مى كند تا ثواب ببرد، پرسيدم . گفت : اشكالى ندارد.

مستدرك حاكم، ج ۴ ص ۵۱۵، - وفاء الوفاء، ج ۲ ص ۴۱۰

عبدالله بن عمر، هنگام زيارت قبر پيامبر، دست راست را روى قبر مى‌نهاد و بلال حبشى چهره برآن مى‌نهاد. روشن است كه علاقه زياد و عشق و محبت به اين كار فرمان مى‌دهد و اين نوعى احترام و بزرگداشت است و مردم به تناسب شوقشان حالات متفاوتى دارند. بعضي‌ها وقتى قبر را مى بينند، بى اختيار به سمت آن مى شتابند، برخى هم با تاخير و درنگ ، و همه محل خيرند.

تاريخ بغداد، خطيب بغدادى ، ج ۱ ص ۱۴۶ - تاريخ الشام، ابن عساكر، ج ۶ ص ‍ ۱۰۸

المنتظم، ابن جوزى ، ج ۵، ص ۹۹

سنن ابن داود، ج ۲ ص ۷۲ - صحيح بخارى ، ج ۲ ص ۲۴۷

-محمد بن احمد رملى ، از بزرگان شافعيه در «شرح منهاج» گفته است : سايه‌بان گذاشتن روى قبرو بوسيدن صندوق قبر و لمس كردن آن هنگام زيارت ، مكروه است ، مگر آن كه به قصد تبرك باشد، هم‌ چنان كه فتوا داده‌اند اگر كسى در اثر ازدحام نمي‌تواند حجرالاسود را لمس كند، با عصا به آن اشاره كند، آن گاه عصا را ببوسد.

-مناقب خوارزمى، ص ۲۵۲، - فرائد السمطين، باب اول - مستدرك حاكم، ج ۳ ص ۱۵۱/ (اين مطلب از الغدير، ج ۱ ص ۳۰۰ نقل شده است).

- فتواي ابن حنبل : ابن جماعه شافعي مي گويد : عبد الله بن احمد حنبل اين روايت را از پدرش نقل كرده است : « از پدرم در باره مردي كه منبر و قبر رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله ) را براي ثواب مس مي كرد و تبرك مي جست و مي بوسيد پرسيدم ، در جواب گفت : اشكالي ندارد. (وفاء الوفاء ، ج ۴ ، ص ۱۴۱۴)

-عبدالله، فرزند احمد بن حنبل مي گويد: از پدرم پرسيدم: مسّ منبر رسول الله و تبرّک با مس کردن آن، و بوسيدن و يا مسّ و متبرّک شدن به قبر شريف و يا بوسيدن آن به قصد ثواب، چه حکمي دارد؟ پدرم گفت: هيچ اشکالي ندارد. (الجامع في العلل و معرفة الرجال، ج۲، ص۳۲ - وفاءالوفا، ج۴، ص۱۴۱۴)

-رملي شافعي مي گويد: تبرّک جستن به قبر پيامبر و يا عالم و يا اوليا جايز است و بوسيدن و استلام آن ايرادي ندارد. (کنز المطالب، ص ۲۱۹)

-محب الدين طبري شافعي گويد: بوسيدن قبر و دست گذاشتن روي آن جايز است و سيره و عمل علما و صالحان بر آن است. (اسني المطالب، ج۱، ص۳۳۱)

- زرکشی: تربت قبر حمزه از حکم منع برداشتن خاک حرمين، استثنا شده است، زيرا اتفاق همگان بر جواز نقل آن براي معالجه صداع است. ،وفاء الوفا، ج۱، ص۶۹)

- سُبکي مي گويد: مردم سمرقند به قدري از خاک قبر بخاري برداشتند که قبر ظاهر شد به طوري که نمي شد جلوي مردم را گرفت تا اين که ضريح مانندي را بر روي قبر گذاشتند! (طبقات الشافعيه، ج۲، ص۲۳۳ - سير اعلام النبلاء، ج۱۲، ص۴۶۷)

- ابن کثير مي گويد: تشييع کنندگان دستمال و عمامه‌هاي خود را به عنوان تبرک روي جنازه ابن تيميه انداختند... و آب غسل او را به عنوان تبرک نوشيد! (البداية و النهايه، ج۱۴، ص۱۳۶)

- محمد بن مؤمل شاگرد ابن خُزيمه که شيخ بخاري و مسلم و به اصطلاح شيخ الاسلام است مي گويد: به همراه استادم ابن خزيمه و جمعي از اساتيد به زيارت بارگاه قبر علي بن موسي الرضا(ع) در طوس رفتيم، استادم ابن خزيمه چنان در برابر آن بقعه متبرکه تعظيم و تواضع کرد که همگي در شگفت مانديم. (تهذيب التهذيب، ج۷، ص۳۳۹)

-ابو علي خلال، شيخ حنابله، مي گويد: هرگاه مشکلي بر من عارض شود، قبر موسي بن جعفر(ع) را زيارت مي کنم و به ايشان متوسل مي شوم و خداوند مشکل مرا آسان مي کند. (تاريخ بغداد، ج۱، ص ۱۲۰)

-محمد بن ادريس شافعي به قبر ابو حنيفه ، و احمدبن حنبل به قبر شافعي متوسل مي شد. (مناقب ابي حنيفه، ج۲، ص۱۹۹)

مسلمانان، به قبر ابو ايوب انصاري متوسل مي شدند و براي طلب باران به قبر او پناه مي بردند. (مستدرک حاکم، ج۳، ص ۵۱۸)

منبع: شبهه

 
خداى وهابيت می خندد وبربندگان تجلی می کند مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 20 خرداد 1388 ، 10:01
 
 
 
ابن تيميه در رساله «عقيدة الحمويّة» مى نويسد: خداوند مى خندد، و روز قيامت در حال خنده بر بندگان خود تجلّى مى كند

 (( مجموعة الرسائل الكبرى، رساله يازدهم: ۴۵۱/  )).

بخارى از ابو هريرة از قول يكى از صحابه نقل مى كند كه از مهمانى پذيرائى كرده بود، به محضر پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)رسيد و حضرت فرمود: «ضحك اللّه الليلة. خداوند شب گذشته به خاطر پذيرائى تو از مهمان، خنديد

 (( صحيح بخاري، ج ۴، ص ۲۲۶، كتاب المناقب، باب مناقب الأنصار. )).

بخارى در صحيح خود از ابو هرير نقل كرده كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: «يضحك اللّه إلى رجلين يقتل أحدهما الآخر فكلاهما يدخل الجنّة» خداوند مى خندد بر دو نفرى كه همديگر را مى كشند و هر دو وارد بهشت مى شوند

 (( صحيح بخاري، ج ۳، ص ۲۱۰، كتاب الجهاد مناقب، باب وجوب النفير، صحيح مسلم، ج ۶، ص ۴۰، كتاب الإمارة، باب بيان الرجلين يقتل أحدهما الآخر. )).
 
خداى وهابيت از عرش به زير مى آيد مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 20 خرداد 1388 ، 09:58
 
 
ابن تيميه مى گويد: هر شب هر طور كه بخواهد به آسمان دنيا فرود مى آيد، و مى گويد: آيا كسى هست كه مرا بخواند و من اجابتش كنم، و طالب مغفرتى هست كه او را ببخشم... خدا اين كار را تا طلوع فجر انجام مى دهد.

و پس از نقل مطلب فوق مى نويسد: «فمن أنكر النزول أو تأوّل فهو مبتدع ضالّ» (هر كس فرود آمدن خدا را به آسمان دنيا انكار يا توجيه كند بدعتگذار و گمراه است

 (( مجموعة الرسائل الكبرى، رساله يازدهم: ۴۵۱/  )).

«ابن بطوطه» در سفرنامه خود مى نويسد: «ابن تيميّه» درمسجد جامع دمشق كه من حضور داشتم، بر بالاى منبر گفت: «إنّ اللّه ينزل إلى السماء الدنيا كنزولي هذا» (خداوند به آسمان دنيا فرود مى آيد، همچنان كه من از پلّه اين منبر فرود مى آيم)، سپس يك پلّه پايين آمد، «ابن الزهراء»  از فقهاء مالكى اعتراض كرد، و اظهارات وى را به اطلاع ملك ناصر رساند، وى دستور داد تا او را زندانى كردند، و در زندان از دنيا رفت

 (( رحلة ابن بطوطة: ۱۱۳/ )).
 
خداى وهابيت با چشم قابل رؤيت است مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 20 خرداد 1388 ، 09:57
 
 
در كتاب «منهاج السنّة» كه در ردّ كتاب «منهاج الكرامة» علاّمه حلّى نوشته است مى گويد: عموم منسوبين به اهل سنّت براى اثبات رؤيت خدا اتّفاق دارند واجماع سلف براين است كه ذات احديّت را در آخرت با چشم مى توان ديد ولى در دنيا نمى توان ديد

 (( مختصر منهاج السنّة: ۲/۲۴۰/ )).
 
خداى وهابيت نمى تواند همه جا باشد مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 20 خرداد 1388 ، 09:55
 
 
از هيأت عالى افتاى سعودى پرسيده شده: از نظر شرعى حكم كسى كه معتقد است كه خداوند همه جا وجود دارد چيست؟ و چگونه مى شود به او پاسخ داد؟

هيأت جواب داد: عقيده اهل سنّت اين است كه خداوند بالاى عرش قرار گرفته، و در درون جهان نيست بلكه خارج از اين عالم مى باشد.

ودليل بر علوّ  خداوند و بالا بودن او از مخلوقات، همان نزول قرآن از طرف اوست، و مسلّم است كه نزول همواره از بالا به پايين صورت مى گيرد، همانطورى كه در قرآن نيز آمده است: (وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكَ الْكِتَـبَ بِالْحَقِّ ...): ما قرآن را به سوى تو به حق نازل نموديم.

تا آنجا كه مى نويسند: رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) از كنيزى كه مى خواستند آزاد نمايند پرسيد: خداوند كجاست؟ پاسخ داد: در آسمان ها است. حضرت پرسيد: من، چه كسى هستم؟ پاسخ داد: پيامبر خدا.

آنگاه حضرت به صاحب آن كنيز فرمود: او شخص با ايمانى است، و مى توانى وى را در راه خدا آزاد نمايى.

و همچنين رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: من امين كسى هستم كه در آسمان هاست، و اخبار آسمان هر صبح و شب به اطلاع من مى رسد.

آن گاه هيأت عالى افتاى سعودى مى نويسد:
هر كس معتقد باشد كه خداوند همه جا هست، قائل به حلول و دخول خداوند در درون عالم شده، بايد به چنين فردى با دليل ثابت كرد كه خداوند بر بالاى عرش قرار دارد، و خارج از جهان مى باشد، و اگر نپذيرفت او كافر و مرتدّ و خارج از اسلام است
 فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء: ۳/۲۱۶ ـ ۲۱۸/)).
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 3

تمامي حقوق متعلق به گروه فرهنگي، مذهبي سه نقطه مي باشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است